خرید بک لینک

سلام.

امروز روضه خوب بود. یکمی استرس داشتم، ولی خدا رو شکر به خیر گذشت.

حلوا کم درست کرده بودم، فکر میکردم کم میان، ولی فقط ۱۳ تا بچه، به جز بچه های خودم بودن.

ولی عجب حلوای خوشمزه ای شده بود.

قسمتای بد در روز جاری خوردن کله علی به حوض بود که فقط یه زخم کوچیک شده بود.(به خاطر نیفتادن اتفاق بد تر شکر)

و افتادن کاشی شکسته روی پای بچه مردم و زخم عمیق برداشتن کنار زانوش بود.

+شدیدا خوابم میاد.

ولی خوب نمیشه خوابید. مصومه خانوم امروز خوابیده و الان عمرا بخوابه.

++بچه مردم دوساعت پیش رفت خونه مامانم، نمیدونم کجای خونه رو سیمان کنه، گفت بیست دقیقه دیگه میام. الان دو ساعت شده. علی معصومه رو اذیت میکرد فرستادمش اونجا.

+++ایتا خودش رو مثل تل کرده، تل قهر کرده و پروکسیاش وصل نمیشه.

تل من! با من قهر نکن، من ایتام رو آپدیت نکردم.

برچسب: نویسنده: piniq2 تاريخ: جمعه 3 مهر 1405 ساعت: 21:22

صفحه بندی