خرید بک لینک

سلام.

در زمان حاضر الکی خسته و طبق معمول خواب آلود بودم.

بعد از ظهر نزدیکای ۵،به معصومه گفتم مامان من میخوام بخوابم. گفت منم میخوام بخوابم، اومد بغلم و کنار هم خوابیدیم.

شاید دو سال، دو سال و نیم پیش همچین آرزویی داشتم و میدونستم محقق میشه.

+تازگیا لوس شدم، بعد از ظهر بخوابم، شب خوابم نمیبره.

++یه بازی ۹ مگی دان کردم، گوشی رو بذارم کنار، شب خوابم نبرد، بازی کنم

برچسب: نویسنده: piniq2 تاريخ: جمعه 3 مهر 1405 ساعت: 21:22

صفحه بندی